سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
660
تاريخ ايران ( فارسى )
به مزوپوتاميا ( بين النهرين ) حمله ببرد . او در يك جنگى قريب به نصيبين شكست خورده مجبور بفرار گرديد . اما هراكليوس وضعيت قشون را به حال اول برگردانيد و فتح نمايانى در آخر نصيب او شد ، به اين معنى كه سردار ايرانى مقتول و اردوى او بدست روميان افتاد . هجوم تركان بايران و شكست آنها تقريبا در 588 ميلادى جنگ در مزوپوتاميا سالها بطور غيرقاطع طول كشيده كه در اين ميانه ايران مورد تهديد حملات تركان واقع گرديد . آرى تركان كه ديدند هرمزداس از يكطرف به زدوخورد با روم مشغول و از طرف ديگر مورد بىميلى رعايا واقع شده موقع را مناسب دانسته بايران حملهور شدند ، ليكن هرمزداس يكى از سرداران خود را موسوم به بهرام چوبين كه سردارى لايق و دلير بود مأمور دفع آنها نمود . او هم با يك عده از مردان مجرب و كارآزموده كه سنشان كمتر از چهل سال نبود به مبارزهء تركان شتافت و در يك محاربه تركان را سركوب نموده حتى خود خان هم در آن محاربه بقتل رسيد . جنگ ديگرى هم بعد از اين واقع شده كه تركان در آن جنگ كوشش مأيوسانه نموده معذلك مغلوب شدند و پسر خان هم اسير گرديد . غنائمى كه در اين جنگ نصيب ايرانيان گرديد افزون از شمار است حتى بنابر قول ميرخوند « 1 » دويست و پنجاه هزار شتر براى حمل آنها لازم بوده است . طبرى كه با لحن مسرتآميزى اين حكايت را نقل كرده - است ميگويد ببينيد چگونه پيلان و شيران جنگى خان بزرگ وقتى كه ايشان را تيرباران كردند ناچار رو بفرار گذاشتند و بعد كه پوشيده از آتش شدند ( يعنى نفت اندازان آتش در آنها زدند ايشان روى باز پسنهاده و خود را به لشكرگاه اندرافكندند ) . سپس راجع به غنائم ، مورخ نامبرده طريق اعتدال را پيموده مينويسد غنائم اين جنگ از طلا و نقره و ساير جواهرات قيمتى بار دويست و پنجاه و شش شتر بوده است « 2 »
--> ( 1 ) - از مورخين مائه پانزدهم ميلادى است . ( 2 ) - جلد دوم كتاب مزبور صفحه 262 .